الشيخ حسين الحقاني

34

شرح نهاية الحكمة ( فارسى )

« معنى وجود الواجب بنفسه انّه مقتضى ذاته من غير احتياج إلى فاعل و قابل و معنى تحقّق الوجود بنفسه انّه اذا حصل ، امّا بذاته كما فى الواجب او بفاعل ، لم يفتقر تحّققه إلى وجود آخر يقوم به بخلاف غير الوجود » يعنى « معناى وجود واجب بنفسه اين است كه وجود ، مقتضاى ذاتش مىباشد بدون نياز به فاعلى و يا قابلى و معناى تحقّق وجود بنفسه اين است كه بهنگام تحقّق و حصول يا بذاته تحقّق دارد چنان كه در واجب الوجود چنين است و يا بتوسّط فاعلى كه بعد از تحقّق ، ديگر نيازى بوجود فاعل ديگرى نيست كه به آن قيام پيدا كند بخلاف غير وجود ( از اشياء كه بوجود نياز دارد و وجود آن نيز نياز بفاعلى دارد تا به مرحله تحقّق برسد . ايراد سوّم : اگر وجود ، موجود بذاته باشد و ماهيّت به غير خودش كه عبارت از وجود است تحقّق پيدا كند لازم مىآيد كه مفهوم وجود ، مشترك باشد بين آنچه بنفسه تحقّق دارد و بين آنچه به غير تحقّق پيدا مىكند و اين بر خلاف موردى است كه در متن استدلال فرض شده است كه وجود ، مشترك معنوى بين موجودات است نه لفظى ( زيرا تحقّق شىء بنفسه با تحقّق شىء به غير خود دو معناى متضادى است كه با مشترك لفظى بودن وجود سازگار است نه با مشترك معنوى بودن وجود كه مورد بحث و محلّ استدلال است ) . پاسخ اين ايراد : اين ايراد نيز مردود است زيرا مبناى اين ايراد خلط بين مفهوم و مصداق مىباشد ( به اين ترتيب كه اختلاف ما ( در باب اصالت وجود يا ماهيّت ) اختلافى است كه در مرحلهء مصداق

--> - الاشراق » - « كسر اصنام الجاهلية » و غير اينها از مسائل مختلف فقه و حديث و فلسفه و كلام . ملّا صدرا هفت بار پياده به حجّ رفته و بار هفتم در سال 1050 ه در بصره درگذشت و در آنجا مدفون شد . ريحانة الادب ج 2 ص 460 - لغت‌نامه دهخدا ذيل مادّه صدرا ص 161 ( شارح )